تبلیغات
نسل سوخته
نسل سوخته
زندگی قصه تلخی ست که از آغازش بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم
قالب وبلاگ

یادتون هست وقتی کوچیک بودیم وقتی صدای مامانو می شنیدیم که صدامون می زنه برای شیطنت هم که شده خودمونو یه گوشه دور از چشمش پنهون می کردیم تا مامان بیشتر صدامون کنه

یاوقتی بزرگ شدیم ودل به کسی دادیم برای این که بدونیم اونم دلشو به ما داده چند بار جواب ؟تلفنشو نمی دادیم یاقهرای الکی می کردیم تاببینیم دلش به تاپ تاپ می افته یانه

معمولا وقتی چیزی رو گم می کنی سراسیمه دنبالش می گردی اگه خوب دقت کنی اون چیز بهت خیلی نزدیکه اون قدر که از نزدیکی زیاد نمی تونی پیداش کنی چون همیشه فکر می کنی باید جاهای محال دنبالش بگردی

حالا اون نزدیکمه ومن چند روزیه که نمی بینمش احساس می کنم ولی انگار دوست داره صداش ؟کنم با صدای بلند بگم خدایا کجایی که بهت احتیاج دارم …خیلی…خیلی…نمی دونم چرا

؟دوباره این چراها اومد سراغم .خودت که می دونی؟مگرنه؟می دونی دارم از چی حرف می زنم

.پس بیا وجواب چراهامو بده



[ چهارشنبه 5 مرداد 1390 ] [ 11:23 ب.ظ ] [ سحر ...! ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ای خدا از عشق امروزمان
چیزی برای فردا بگذار
،نگاهی، یادی، خاطره ای، برای آن روز كه فراموش خواهیم كرد كه روزی چقدر عاشق بودیم ...!
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :